در كوير زندگي اين جمله را با من بخوان:(مرگ تو مرگ من است پس تمنا مي كنم هرگز نمير)
لحظه ها خاطره اند ......زندگي شوق تمناي خاطره هاست
وقتي به چيزي كه روزي آرزو بود رسيدي تازه مي فهمي كه آرزويش زيباتر از داشتنش بود
اوج فرزانگي آن است كه خويشتن خويش را بشناسي.
زندگي آخر سر آيد بندگي در كار نيست بندگي گر شرط باشد زندگي در كار نيست.
تو خود گفتي كه در قلب شكسته لانه داري، ببين قلبم شكسته جانا به عهد خود وفا كن
به جايي اينكه به تاريكي لعنت بفرستيد يك شمع روشن كنيد
چه ساده با گريستن خويش زنده مي شويم و چه ساده در ميان گريستن مي ميريم و در فاصله ي اين دو به سادگي چه معمايي مي سازيم به نام زندگي
مي دوني فلسفه اختراع سرسره براي بچه ها چيه؟ مي خوان از بچگي به ادم ياد بدن كه صعود چقدر سخت و سقوط چه اسونه
اي كاش بودي و مي ديدي لحظه هام بي تو مي ميرن براي با تو بودن انتقام مي گيرن
روز تولد تو ميلاد عشق پاكه ، براي شكر اين روز پيشانيم به خاكه



